در این کتاب به بحران هویت کاراکترهای داستان می‌پردازد. در این اثر به زندگی شخصیت‌های متعددی پرداخته شده که وجه مشترک آنها، تلاش برای دستیابی به یک هویت مشخص است که معمولا هم دستاوردی در این زمینه ندارند. اغلب شخصیت‌های این رمان جوانانی با گرایش‌های هنری هستند که جایگاه مشخصی در اجتماع ندارند. آنها اغلب به دلخوشی‌های فردی زودگذر روی می‌آورند که پایداری چندانی در این گزینه‌ها وجود ندارد. نبود چشم اندازهای روشن در برابر زندگی این افراد باعث می‌شود به لذت‌های آنی برای گذر از لحظه‌های کسل کننده روی بیاورند. پناه بردن به الکل،روابط پنهانی و مصرف مواد مخدر راهی برای پر کردن خلا بی هویتی افراد در این رمان عنوان شده است.