خاتون تبریز

نویسنده: فرمان کریم‌زاده

مترجم: غلام خاتون

ناشر: دنیای نو

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 488

سپیده‌دم هنگامی که اردوی مغول صف بیاراست،‌ به گمان جلال‌الدین چنان آمد که شب هنگام نیروی کمکی بر مغول رسیده است. او اشتباه نمی‌کرد، دریایی از جنگ‌جویان مغول مقابل دیدگان غشون‌اش عیان بود. تا جلال‌الدین به خود بجنبد و سپاه‌اش را به مقاومت و استقامت بخواند، اغلب مردان سپاهش پا به فرار گذاشتند. نعره جلال‌الدین در صحرا پیچید...