شب بیستاره
نویسنده: فریده شجاعی
ناشر: البرز
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 772
امتیاز ناولر: 4.3 از 3 رای
نخستین جلسه دادگاه کشندهترین و سختترین پیشآمد برای من بود. مواجه شدن با کیان خیلی برایم سخت بود. وقتی او را دیدم که به ما نزدیک میشد بدنم آشکارا به لرزه افتاد طوری که حس کردم نمیتوانم سرپا بایستم و از حمید که کنارم ایستاده بود خواستم مرا از آنجا خارج کند.