کنستانسیا

نویسنده: کارلوس فوئنتس

مترجم: عبدالله کوثری

ناشر: ماهی

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 136

امتیاز ناولر: 3.9 از 8 رای

دختری میان آفتاب‌گردان‌های پژمرده در انتهای تابستان دراز کشیده و نسیم گیسوی سیاهش را به هم می‌ریزد و صدای پدر، عاشق، شوهر، پسر به او می‌گوید این‌جا بمان، از نو زاده شو، ما را بگذار تا بمیریم اما تو باید زنده بمانی کنستانسیا... به نام ما زنده بمانی، مگذار قهر و غلبه تاریخ نابودت کند... ما را با خاطره‌ات حفظ کن... ما را با چشمانت مهر کن...