رازهای مانولیتو

نویسنده: الویرا لیندو

مترجم: فرزانه مهری

ناشر: آفرینگان

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 192

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

اسم من مانولیتوست، معروف به عینکی، بالاخره تصمیم گرفتم راز‌های را که تا به حال جرئت نکرده‌ام برای هیچ‌کس بگویم، برایت فاش کنم. مثلا این که به طور وحشتناکی به برادر کوچکم، جونور، حسادت می‌کنم، از ییهاد قلدر کلاس می‌ترسم یک روز پدرم باعث شرمندگی من شد، آرزو دارم یک سگ داشته باشم و ملودی ماربینز عاشق من است. ولی، با این حال، خواهی دید که در خانواده‌ام و در کلاسم، همه، چیز‌هایی برای پنهان کردن دارند. برای کریسمس تمام بچه‌های مدرسه نمایشی معرکه آماده کرده‌اند تا شهردار مادرید را مات و مبهوت کنند. من چوپان شدم، گوش گنده شعر خواند و اگر بره‌ها هار نشده بودند و گوش گنده دچار مشکلات روده‌ای نشده بود، همه چیز به خوبی برگزار می‌شد. برای جونور توضیح دادم که چطور دختر‌ها عاشقم می‌شوند. قرار است در خانواده گارسیا مورنو تغییراتی روی بدهد که احتمالا مایه خوش‌حالی جونور نخواهد شد... .