دوباره شیدایی

نویسنده: ماکان هامرز

ناشر: فروغ قلم

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 360

لبخند بی‌صدایش طنین فریاد خوشحالی بود در روح سرگردان و ناآرامم. سرگشته و حیران، سوار ماشینش شدم و ساکت و بی‌صدا، گوش به زنگ کلام شیوایش شدم. چهره مظطرب و بی‌قرار مجذوب از عشم را که دید پیروزمندانه چون سوارکاری که افسار اسبش را به دست دارد، با شتاب به سوی مقصد راند تا در مکانی آرام تیر خلاص را به قلب مغرور و بی‌صبرم فرود بیاورد. افسوس که مسافر عشق، اندک زمانی بیشتر فرصت ندارد تا دوباره مانند پرستویی مهاجر به خانه خویش بازگردد.