آب‌انبار

نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 156

امتیاز ناولر: 3.0 از 2 رای

سر و صدا و جیغ و داد و آواز غمگین پرندگان بازار را پر کرده بود. کودکان بازیگوشانه و شادی‌کنان پرنده‌ها را به یکدیگر و به شیخ نشان می‌دادند و گه‌گاه به دنبال شیخ می‌دویدند: - ببینید، چه زیباست، چه پرهایی، نامش چیست؟ - چه نوکی دارد! - چه گردنی، چه قدبلند، پاهایش، چه پاهایی! - دمش را نگاه کنید، روی زمین می‌کشد. چه می‌خورد؟ کجا زندگی می‌کند؟ پرنده‌بازها، مشتری‌ها، صیادها در میان هیاهوی پرندگان، با هم سخن می‌گفتند...