آبانبار
- نوشته هوشنگ مرادی کرمانی
- ناشر معین
امتیاز ندادهاید
سر و صدا و جیغ و داد و آواز غمگین پرندگان بازار را پر کرده بود. کودکان بازیگوشانه و شادیکنان پرندهها را به یکدیگر و به شیخ نشان میدادند و گهگاه به دنبال شیخ میدویدند: - ببینید، چه زیباست، چه پرهایی، نامش چیست؟ - چه نوکی دارد! - چه گردنی، چه قدبلند، پاهایش، چه پاهایی! - دمش را نگاه کنید، روی زمین میکشد. چه میخورد؟ کجا زندگی میکند؟ پرندهبازها، مشتریها، صیادها در میان هیاهوی پرندگان، با هم سخن میگفتند...
- تعداد صفحه
- ۱۵۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۶۵۰۲۴۹
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
-هیچ گاه گرسنه بوده ای؟ نمیدانم گرسنگی چیست. -پس وای بر تو، که هرگز مزه ی هیچ غذایی در دهان تو خوش نبوده.
هنوز نظری ثبت نشده است.