ساحل آرامش

۳.۵ از ۵ · ۲ رأی۵۲۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

روی اولین صندلی نشست و به فرش خیره شد. حال زاری داشت. برادری که از هرزگی خواهرش شنیده. یعنی یک فاجعه اسف‌بار. ناگهان فریادی بلند کشید. یاعلی. و با دو دست سرش را گرفت. دوباره صدای گریه بلند مامان برخواست و بهنوش با گریه از آشپزخانه بیرون آمد و با لیوان آب به بهزاد نزدیک شد. ـ بهزاد جان. خودت را عذاب نده. ایشاالله که چیزی نشده. صدای بلند بهزاد در کل ساختمان پیچید و تنم را لرزاند. ـ بنفشه حالم ازت به هم می‌خوره. تو از لطف خانواده‌ات سوء استفاده کردی.

تعداد صفحه
۵۲۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۵۴۳۷۴۳
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.