من مجردم خانوم

نویسنده: مرتضی کربلایی‌لو

ناشر: ققنوس

سال نشر: 1387

تعداد صفحه: 96

در یکی از اتاق‌ها بسته بود. آن را باز کرد و بی‌آن که تو برود گردن کشید و داخلش را دید. در را بست و به آن یکی رفت. چشمش به تشک و متکای دو نفره‌ای که روی زمین پهن بود افتاد. گودی به جا مانده از دو نفری که رویش خوابیده بودند هنوز دست‌نخورده مانده بود. مینا نزدیک در اتاق آمد و گفت: ‹‹ باید ببخشین که یه کم به هم ریخته است. می‌خواستم رو تشکی‌ها رو بشورم که... ››