ترانه برف خاموش

Song of the silent snow

۳.۵ از ۵ · ۱ رأی۱۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

وقتی خدمتکار فالش را آورده آن را قاپید و شکست و خواند و به آن خیره ماند: بعضی اوقات عاقلانه‌ترین کارها هم هیچ فایده‌ای ندارند. باورش نمی‌شد. احمقانه بود. برای خدمتکار دست تکان داد و خواست برایش یک فال دیگر بیاورد. خدمتکار سر تکان داد و وقتی فال را آورد هری بی معطلی آن را شکست و وقتی فال را خواند ناله بلندی کرد. همان قبلی.

تعداد صفحه
۱۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۶۸۱۵
سال نشر
۱۳۸۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.