غریبه آشنا
نویسنده: منیر مهریزیمقدم
ناشر: علی
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 584
امتیاز ناولر: 3.5 از 13 رای
راست میگفت؟ یعنی ایلیا داره ازدواج میکنه؟ اونم به همین سادگی؟ پس کجا رفت آن همه اشتیاق و علاقه؟ کجاست آن حرفها و آینده قشنگ؟ چطور میتونه از من و بچهای که آنقدر در حفظش اصرار کرده بود بگذرد و اجازه دهد هرچه که لایق خودشان بود به من بگویند؟ آیا حق من این بود؟ من که آویزانش نشده بودم، من که صد بار گفتم به درد هم نمیخوریم! دروغه... دروغه... دروغه!