بادکنک نیکولا کوچولو
نویسنده: سامپه ـ گوسینی
مترجم: امیرحسین مهدیزاده
ناشر: هرمس
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 112
امتیاز ناولر: 5.0 از 3 رای
ما رفتیم سوار اتوبوس بشویم و با آن برگردیم خانه، و یک صف آدم منتظر بود، و توی صف یک پسر همسن و سال من بود که او هم یک بادکنک فروشگاه دستش بود و صورتش را چسبانده بود به بادکنکش و داشت گازش میگرفت، و کارش نتیجه داد: بنگ!