وقت تقصیر
۴۳۲ صفحه
- نوشته محمدرضا کاتب
- ناشر نیلوفر
امتیاز ندادهاید
«تنها ترسی که دارم این است که باور کنم زندانی تو نیستم و...» دروغ میگفت. تنها ترسی که داشت آن بود که وقتی به انبار کاه برگشت و زنجیرش کردند پایش را به زمین بکوبد و صدای زنجیرها را نشنود. اگر نمیشنید، اگر بوی پهن اسبها آزارش نمیداد، اگر چشمهای بازش خیلی از چیزها را نمیدید کارش تمام بود. چون حق با حیات بود و او رفته بود یکجوری به عوالم و آنجا مانده بود و زمان واقعی از او محروم شده بود.
- تعداد صفحه
- ۴۳۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۲۴۶۵
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.