نیکلا کوچولو غافلگیر میشود
نویسنده: سامپه ـ گوسینی
مترجم: نیلوفر اکبری
ناشر: ایرانبان
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 132
چند روز بود که یکی از دندانهای بالاییام لق شده بود. با زبانم با آن بازی می کردم. بعضی وقتها یک کمی درد می گرفت، ولی باز هم به این کار ادامه میدادم. دیروز ظهر وقتی مامان رفته بود آشپزخانه تا کباب بیاورد، یک تکه نان گاز زدم و تق دندانم افتاد. خیلی ترسیدم و زدم زیر گریه.