حالا بیشتر از همیشه می‌ترسیم

نویسنده: سارا خاک‌زاد

ناشر: چشمه

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 112

آن شب همه گفتیم که این بچه انسان نیست و باید جن باشد. نوزاد انسان که دندان ندارد، آن هم سی‌تا. همه هم زرد و کج و کوله. البته شباهت‌هایی به انسان داشت، ولی با آن بینی دراز، گونه‌های استخوانی، فک جلو آمده و پوست سیاهش زشت‌ترین نوزادی بود که تا آن زمان دیده بودیم. ای کاش او را کشته بودیم...