مربای شیرین
- نوشته هوشنگ مرادی کرمانی
- ناشر معین
امتیاز ندادهاید
خانم، اجازه! ا.. این... شیشه مربا، درش وا نمیشود. خانم اول خیال کرد که پسرک لوس و بیادبی است که آمده مثلا بامزگی کند، وقتی دید که آدم بامزه اینجوری نمیترسد و نمیلرزد و توی دستش هم شیشه مربایی است، بلند شد و شیشه را از جلال گرفت. خوب در شیشه را نگاه کرد. بهاش ور رفت. دید باز نمیشود. خانمی دیگر را از آن اتاق صدا کرد، او هم نتوانست در شیشه را باز کند...
- تعداد صفحه
- ۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۶۴۳۳۲۲
- سال نشر
- ۱۳۸۴
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.