اردوی آخر هفته

نویسنده: ژاکلین ویلسون

مترجم: پروین جلوه‌نژاد

ناشر: علمی فرهنگی

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 52

خیلی مسخره است! ساعت همیشه می‌گوید تیک تیک تیک. اما بعضی موقع‌ها تند جلو می‌رود و بعضی موقع‌ها کند. دو روز اول تعطیلات من آن‌قدر کند گذشت، مثل این که چند سال گذشت. اما دو روز آخرش ویژی مثل برق گذشت. اگر گفتید کدام یک از گروه‌ها بالاخره برنده شد؟ درست حدس زدید! ما برنده شدیم. منظورم گروه ببرهاست، یعنی کلی و جایلز و لورا و لسلی و بیسکویتز و من. همه برای ما دست زدند و هورا کشیدند. بعد سالی و جیک به همه‌مان جایزه دادند. موقع جایزه دادن باید دست‌هایمان را توی جعبه بزرگی که درش بسته بود، می‌کردیم. وقتی دستم را توی جعبه کردم، متوجه شدم چیزهای پشمالویی توی آن است...