روز اول قبر

نویسنده: صادق چوبک

ناشر: جامه‌دران

سال نشر: 1384

تعداد صفحه: 176

امتیاز ناولر: 4.5 از 3 رای

«شنیدی چه گفت؟ گفت قبر حاضره؛ قبر من. حالا فهمیدی فرق من و تو چیه؟ من می‌دونم قبرم حاضره. اما تو از قبر خودت خبر نداری. یه عمره که فکر این قبر منو مثه شمع آب کرده. اما تو آسوده و بی‌خیال رو یه دونه پات واسادی و از هیچ‌جا خبر نداری. برای همینم هس که عزیزی. مثه بچه شیرخوره بی‌گناهی، برای بی‌خبری و بی‌گناهیته که عزیزی. حالا باید برم ببینم اون هلفدونی چه جور جهنم دریه.»