قصه ایرانی (رود راوی)
نویسنده: ابوتراب خسروی
ناشر: قصه
سال نشر: 1385
تعداد صفحه: 256
آنوقت به او غشغشه میخندد و میگوید عشق تو که شوی منی به پشیزی هم نمیارزد، یادت باشد که بوتراب کاتب سلسلهالنسب روسپیان را با نام من در رسالهاش ابتدا کرده است. آنوقت تو میخواهی آب توبه را بر سر سحاب اوسط غفر بریزی.