بینایی
نویسنده: ژوزه ساراماگو
مترجم: حبیب گوهریراد ـ بهاره پاریاب
ناشر: جمهوری
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 292
امتیاز ناولر: 3.4 از 22 رای
رئیس حوزه انتخاباتی شماره چهارده،بعد از اینکه چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانیاش که زیاد به دردش نمیخورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رایگیری است. او مجبور شده بود چهلمتری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش میخواست از دهنش بیرون بپرد. امیدوارم آخرین نفر نبوده باشم، او این جمله را به آقای منشی گفت که تمام این مدت بدن خود را تا حدودی پوشانده بود و جلوی در انتظارش را میکشید. باران به شدت میبارید و باد تندی که در حال وزیدن بود، قطرات باران را چون گردابی در هوا می چرخاند. بر روی زمین هم سیلابی به راه افتاده بود.