رویای مرد مسخره

نویسنده: فئودور داستایوفسکی

مترجم: نسرین مجیدی

ناشر: روزگار

سال نشر: 1388

تعداد صفحه: 176

امتیاز ناولر: 2.5 از 1 رای

من فقط می‌توانستم زمینی را که ترک کرده بودم دوست بدارم. زمینی که وقتی با ناسپاسی در قلبم شلیک کردم از خون من رنگین شد، هرگز نمی‌توانم نسبت به آن بی‌علاقه باشم. شبی که ترکش می‌کردم احساس کردم حتی بیشتر از همیشه دوستش دارم. آیا در کره جدید نیز درد و رنج وجود دارد؟ در کره ما فقط با درد و رنج می‌توان دوست داشت، فقط با رنج. ما جز رنج کشیدن راه دیگری را برای عاشقی نمی‌شناسیم. اگر بخواهیم دوست بداریم باید رنج و درد را نیز تاب بیاوریم.