رویای مرد مسخره

Poor people

۲.۵ از ۵ · ۱ رأی۱۷۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

من فقط می‌توانستم زمینی را که ترک کرده بودم دوست بدارم. زمینی که وقتی با ناسپاسی در قلبم شلیک کردم از خون من رنگین شد، هرگز نمی‌توانم نسبت به آن بی‌علاقه باشم. شبی که ترکش می‌کردم احساس کردم حتی بیشتر از همیشه دوستش دارم. آیا در کره جدید نیز درد و رنج وجود دارد؟ در کره ما فقط با درد و رنج می‌توان دوست داشت، فقط با رنج. ما جز رنج کشیدن راه دیگری را برای عاشقی نمی‌شناسیم. اگر بخواهیم دوست بداریم باید رنج و درد را نیز تاب بیاوریم.

تعداد صفحه
۱۷۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۶۴۸
سال نشر
۱۳۸۸
نسخه‌ها
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب مردم فقیر
جلد کتاب مردمان فرودست
جلد کتاب بیچارگان
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

آدم بیچاره همیشه سوظن دارد، به دنیای خداوند از زاویه دیگری نگاه می‌کند و پنهانی هر آدمی را که می‌بیند گز می‌کند، با نگاه خیره مشوشی او را نگاه می‌کند، و با دقت به هر کلمه‌ای که به گوشش می‌رسد گوش می‌دهد – آیا دارند درباره او حرف می‌زنند؟ آیا دارند می‌گویند که به چیزی نمی‌ارزد، و آیا فکر می‌کنند که این آدم چه احساساتی دارد و از این منظر و آن منظر به چه می‌ماند؟ و وارنکا، همه می‌دانند که یک آدم بیچاره از یک تکه‌گلیم پاره‌پوره هم بی‌ارزشتر است و نمی‌تواند امیدی به جلب احترام دیگران داشته باشد، و هرچه هم این نویسنده، این آدمهای قلم‌انداز، هرچه که بنویسند! آدم بیچاره همیشه همان خواهد ماند که از اول بوده است.

خاطرات چه شیرین و چه تلخ ، همیشه منبع عذاب هستند.

انسان هر چه بیشتر در اختفای فقر و مذلت خویش می‌کوشد و هرچه بیشتر سر در گریبان خویش فرو می‌برد تا بتواند از شر زبان مردم در امان باشد باز کسی وارد زندگی او می‌شود و از کاهی کوه می‌سازد و انسان را دست می‌اندازد و در یک چشم بهم زدن اسرار زندگانی او را در کتابی ثبت می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌اندازد و اسباب تمسخر و تحقیر دیگران می‌سازد.

این موضوع حقیقت دارد که گاهی آدم بدون هیچ دلیلی به نابودی خودش می‌کوشد و خود را از خاک سیاه و تکه ای چوب خشک هم پست‌تر می‌سازد.

من مدتی است که نسبت به حال و روز آدمهای بیچاره و فقیر از صمیم قلب اظهار دلسوزی می‌کنم. می‌توان گفت به کمک این ابراز همدردی و دلسوزی ، آدم به نحوی درباره ی خودش داوری و قضاوت می‌کند.