وارث عذاب عشق
نویسنده: فریده شجاعی
ناشر: البرز
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 588
امتیاز ناولر: 4.5 از 1 رای
فرشاد به او نگاه کرد. نگاه غزل آتش به جانش میزد و دلش را غرق در اندوه میکرد. غزل بار دیگر دستهایش را جلوی صورتش گرفت و گریست. فرشاد موهای بلند و پریشان او را از چهرهاش کنار زد و آرام آرام با او صحبت کرد. از غزل علت ناراحتیاش را پرسید. غزل همچنان که میگریست تمام اتفاقاتی را که برایش از زمان پا گذاشتن به هواپیما تا آشنا شدن با محمد و همچنین رفتن با او به ویلا و صحبتهای محمد را یک به یک برای فرشاد تعریف کرد. او همچنین کارت ویزیت محمد را که در تمام این مدت روی قلبش گذاشته بود به فرشاد نشان داد و به او گفت که محمد را از جان و دل دوست داشته است. با وجودی که از عشق او ناامید شده باز هم نمیتواند او را فراموش کند.