پدر
نویسنده: فریده شجاعی
ناشر: البرز
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 434
امتیاز ناولر: 3.0 از 1 رای
چند شب متوالی بود که خواب از چشمانم گریخته بود. بیماری پدرم و خبر بستری شدن پسرم مزید بر علت شده بود. به این فکر میکردم چه پدری هستم که نمیتوانم هر وقت دلم خواست به دیدن بچههایم بروم. چه کسی باورش میشد که چنین زندگی را از من دزیده باشند. درد از دست دادن خانه و ماشین آنچنان برایم اهمیتی نداشت. چیزهایی بود که بارها آنها را بدست آورده بودم، اما از دست دادن فرزندانم ضربهای غیر قابل جبران بود و از توان من خارج...