ثریا در اغما

۲.۸ از ۵ · ۳ رأی۳۷۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

اکنون شب‌‌ها طولانی و بد، و من خوابم کمتر و بریده بریده است. در طول شب چندین مرتبه از خواب می‌پرم، از این دنده به آن دنده می‌‌غلطم، و دهانم تلخ است. گاهی مدت‌ها بیدار می‌مانم، خوابم نمی‌برد، و به فرنگیس و ثریا، و خودم این‌جا فکر می‌‌کنم، و به این که آخرش چه خواهد شد، یا چه وقت خواهد بود. به تمام این سفر فکر می‌کنم، از اول تا آخر سفر. به زندگی به طور کلی، به همه‌مان، که چه حالی داریم. در چه مرحله‌ای و در چه وضعیتی هستیم؟ خواهرم با درد و ناراحتی، ثریا در خواب اغما و مرگ، من رابط و ناقل و حامل سرنوشت آن‌ها، و سرنوشت شکسته و درهم شکسته و درهم گسسته و نامعلوم همه ما و خودم. در این سفر...

تعداد صفحه
۳۷۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۲۸۱۲۰۵
سال نشر
۱۳۸۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.