آتش به اختیار

نویسنده: محمدرضا بایرامی

ناشر: کتاب نیستان

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 264

و من شانه بالا انداختم و او ماشین را خاموش کرد و آمد پایین و حالا با تعجب در و دیوار روستای متروک را نگاه می‌کرد و به نظر می‌آمد اولین باری است که می‌آیند به بنه. بعد همین‌طور آمدیم تا دم سنگرش و دیدیم که ظرف‌های غذا را نشسته و همه را جمع کرده زیر تانکر و کلی گرد و خاک هم نشسته رویشان و مگس‌ها و زنبورها دور و برش پرسه می‌زنند.