وصل و ناله

۰.۸ از ۵ · ۲ رأی۷۹۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

فریبا قلم را برداشت و اینطور نوشت: دیدم هر چی زبونم فریاد می‌کشه انگار هیچ‌کس گوشش نمی‌شنوه دیدم عجرز و التماسم دل کسی رو نمی‌لرزونه و آه و اشکم هیچ ترحمی‌رو تو سینه‌های سختشون نمی‌ندازه. دیدم تو نیومدی و حالمو نپرسیدی. دیدم اون جرات و شهامتی‌رو که ازش حرف‌ها می‌زدی ذره ذره می‌خواد تو وجودم آب بشه و از بین بره چون تو نیستی که باورش کنی و نذاری کسی از گل به فریبای درموندت حرفی بزنه...

تعداد صفحه
۷۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۳۰۴۷۰۶
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.