گرگها گریه نمیکنند
نویسنده: محمدرضا یوسفی
ناشر: افق
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 112
امتیاز ناولر: 4.0 از 1 رای
وقتی گرگی آدم باشد و آدمی گرگ، چه میشود؟ شهاب، قهرمان رمان، مثل اسمش قطعه سنگی سرگردان میان آسمان و زمین است. پسرک گرگ میشود و با گرگها زندگی میکند. دوستانش او را نمیشناسند، اما او آنها را میشناسد. حالا شهاب، گرگی است که به ناچار با آدمهایی که دوستشان دارد، درگیر میشود.