مردی که می‌خندد

نویسنده: ویکتور هوگو

مترجم: جواد محیی

ناشر: جاودان خرد

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 648

امتیاز ناولر: 4.2 از 4 رای

هنگام طوفان مخصوصا طوفان برف. شب و دریا در هم آمیخته و به شکل مه غلیظی در می‌آیند. کشتی در دنیایی مه‌آلود دستخوش گردباد، به هر طرف رانده می شد. بدون آنکه نقطه اتکا،‌ وسیله برگشتن از راه منحرف یا توقف داشته باشد،‌ در میان افق نامرئی و عقب سر تیره و تار پیش می‌رفت.