هولا هولا

۳.۱ از ۵۱۹۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

تیمورخان پا به زمین کوبید. "من ‌آدمش کردم ... زنی که توخونه بابای گور به گوریش نمی‌دونست اسب چند تا دست داره چندتا پا‌، حالا واسه من... " بعد یه مشت به سینه‌اش کوبید. " من ‌آدمش کردم ...من !" وقتی همه جا سیاه شد‌، صدای کف زدن ‌آدم ها ‌توی گوشم بود. اسب‌هایی را می‌دیدم که شیهه می‌کشند و چهار نعل می‌تاختند اما به خاک سم‌هایم نمی‌رسیدند...

تعداد صفحه
۱۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۱۷۴۱۲
سال نشر
۱۳۸۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.