شازده احتجاب
نویسنده: هوشنگ گلشیری
ناشر: نیلوفر
سال نشر: 1387
تعداد صفحه: 120
امتیاز ناولر: 3.8 از 70 رای
شازده احتجاب توی همان صندلی راحتیاش فرو رفته بود و پیشانی داغش را روی دو ستون دستش گذاشته بود و سرفه میکرد. یک بار کلفتش و یک بار زنش آمدند بالا. فخری در را تا نیمه باز کرد، اما تا خواست کلید برق را بزند صدای پاکوبیدن شازده را شنید و دوید پایین. فخرالنسا هم آمد و باز شازده پا به زمین کوبید.