امتیاز نداده‌اید

هرکول پوآرو با علاقه و تحسین به دختر جوانی که به داخل اتاق راهنمایی شد نگاه کرد. نامه او به موضوع خاصی اشاره نمی‌کرد. در آن فقط تقاضای ملاقات شده بود. معلوم هم نبود به چه دلیل. رسمی و خلاصه بود. فقط از تمیز و مرتب بودن دست‌خط می‌شد فهمید کارلا لمارچنت زن جوانی است. و حالا این دختر خودش حی و حاضر اینجا بود. زنی بلندقد، باریک‌اندام، جوان در اوایل بیست سالگی. از آن زنهایی که آدم هر چه نگاه می‌کرد باز هم می‌خواست بیشتر نگاه کند. لباسش بسیار خوب بود، یک کت خوش دوخت گران قیمت با دامن و خزهای زینتی. سر و گردنی زیبا با ابروهای پرپشت. بینی و چانه خوشگل و خوش ترکیب. بسیار سرزنده و شاد به نظر می‌رسید. بیشتر سرزندگی‌اش بود که جلب توجه می‌کرد تا زیبایی‌اش.

تعداد صفحه
۲۹۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۳۶۹۲۰
سال نشر
۱۳۹۰
نسخه‌ها
جلد کتاب تصویر تلخ 1 نقاش
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

هر کسی مزد کاری که کرده را میگیرد. (نقل قولی از کارولین به خواهرش که فکر میکرد قاتل اوست و از او مراقبت کرد).