نقره (دختر دریای کابل)

۴.۵ از ۵ · ۲ رأی۳۲۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

گفت: من هم می‌خواهم ستاره بشوم. بروم بالا و نور بشوم. بروم و تمام مملکت را ببینم. دور دورها. عجز نقره من را از پا می‌انداخت. چشم به آسمان، پشت خدا گشتم. می‌خواستم عدالتش را در دیدگدان ارگ سلطنتی آتش کنم تا دود عدالتش چشم فرشته‌ها را کور کند. نگفتم که (دندان هفت سالگی‌ام را به نیت روان بودن عمر تو تا آخر دنیا، به دریای کابل انداختم.)

تعداد صفحه
۳۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۱۳۶
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.