تنهاترین ستاره شب

نویسنده: نسرین ثامنی

ناشر: علم

سال نشر: 1385

تعداد صفحه: 736

در طلوع صبح یکی از روزهای سرد و یخ‌زده پاییزی، در میان غرش رعد و برق و ریزش تند باران، زنی جوان با چهره‌ای پژمرده و بیمارگونه، از در آهنی بزرگی خارج گردید و قدم به خیابان نهاد. ساک کوچکی در دست‌های متورم و سرمازده‌اش خودنمایی می‌کرد. در حالی که آب قطره قطره از لا به لای موهای بلندش می‌چکید از خیابان خیس و مه‌آلود به تندی گذشت.