عالیه
نویسنده: فهیمه رحیمی
ناشر: آوای چکامه
سال نشر: 1390
تعداد صفحه: 448
امتیاز ناولر: 2.0 از 1 رای
زنگ خانه و لحن زنگدار مهربانو که گفت آمدم، عالیه را از اتاق بیرون و از بالای پلهها به تماشای تازه واردین کشاند. در همهمه سلام و احوالپرسی و رد و بدل شدن بوسه بر گونه، عالیه مهمانان را ارزیابی میکرد. سن پنجاه سال به بالا. موها رنگ شده. لباسها اتوکشیده و مدلها سنگین و متناسب با سن آنها. کت و دامن تابستانی. رنگ سپید، شکلاتی، نارنجی و بنفش کمرنگ. عالیه در مقابل آینه ایستاد دستی به موهای بلند و مواج خود کشید و از این که آینه جوانیاش را به رخش میکشد خوشحال لبخند زد و به انتظار ایستاد تا توسط عمه به پایین فراخوانده شود. کمی گوش فرا داد هیچ صدایی نشنید از خود پرسید: «یعنی مریخیها حمله کردهاند؟»