کمی دیرتر

نویسنده: مهدی شجاعی

ناشر: کتاب نیستان

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 272

امتیاز ناولر: 4.2 از 3 رای

من اگرچه از شرم و خجالت، سرم را به زیر انداخته بودم و در بن‌بست ذهنم به دنبال روزنه امیدی می‌گشتم ولی از حال و روز اسد هم غافل نبودم که با چهره مغموم و یاس‌آلود، پرونده را برای چندمین‌بار تورق می‌کرد به این امید که شاید دستاویز مطمئنی برای من بیابد. البته بعد از هر تورق، چهره‌اش خسته‌تر و گرفته‌تر می‌شد.