تو که منو می‌شناسی کارلو

نویسنده: آلبرتو موراویا

مترجم: رضا قیصریه

ناشر: نیلا

سال نشر: 1387

تعداد صفحه: 16

ـ «می‌دونستم.» ـ «تو که منو می‌شناسی کارلو. می‌دونی که تخصص من فرهنگ بوده و هست.» ـ «البته، اینو که گفته بودی.» ـ «انسانیت بدون فرهنگ چی می‌شه، کارلو؟ می‌شه یه توده‌ی بی‌هویت که پول براش تنها فرق بین آدماس. تو پولدار و من فقیر، تو که صدقه می‌دی و من که صدقه می‌گیرم. ولی خوشبختانه یه چیزی هم به اسم فرهنگ وجود داره.» ـ «بله. خوشبختانه.»...