دید و بازدید
نویسنده: جلال آلاحمد
ناشر: جامهدران
سال نشر: 1387
تعداد صفحه: 136
امتیاز ناولر: 3.0 از 1 رای
پس از جنجال سر بینه که عنق همه را منکسر کرده بود، کمکم سرور و صمیمیت وارد این محیط دم کرده و خیس خورده میشد. دخترک که هنوز به دنبال لیف و صابونش میگشت، خواست سری هم به حوضچهی کنار در ورودی بزند. ولی هنوز پایش به وسط حمام نرسیده بود که یک مرتبه یکی از نظامهای کف حمام زیر پایش فرو رفت... فریاد آمیخته به ترس او به گوش رسید و بعد همه جای حمام از یک دود تند و ترش پر شد. دوباره غوغایی بر پا گردید و حمام زنانه شلوغتر شد.