دید و بازدید
- نوشته جلال آلاحمد
- ناشر جامهدران
پس از جنجال سر بینه که عنق همه را منکسر کرده بود، کمکم سرور و صمیمیت وارد این محیط دم کرده و خیس خورده میشد. دخترک که هنوز به دنبال لیف و صابونش میگشت، خواست سری هم به حوضچهی کنار در ورودی بزند. ولی هنوز پایش به وسط حمام نرسیده بود که یک مرتبه یکی از نظامهای کف حمام زیر پایش فرو رفت... فریاد آمیخته به ترس او به گوش رسید و بعد همه جای حمام از یک دود تند و ترش پر شد. دوباره غوغایی بر پا گردید و حمام زنانه شلوغتر شد.
- تعداد صفحه
- ۱۳۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۸۵۸۴۳۶
- سال نشر
- ۱۳۸۷
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
این نادانی بشر است که همیشه او را ببندگی و ترسیدن وامیدارد. از داستان تجهیز ملت
آری ایرانی است و این مراسم ها: سبزی پلو با ماهی شب عید نوروز، هفت سین، شله زرد و سمنو، رشته پلو، آش رشته پشت پا… و هزاران آداب دیگر که در نظر اول جز عادات ناچیز و خرافههای پا در هوایی بنظر نمیآید ولی در حقیقت همه تابع و مولود شرایط زندگی بخصوص ایرانی است… ای ایرانی! از داستان زیارت
داستان پستچی خیلی خوب و البته غمناک بود: (