آدم‌ها

۳.۴ از ۵ · ۲ رأی۲۵۲ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

ما آدم‌های بیچاره‌ای بودیم و ستوان مکری بیچاره‌تر از ما. درست است که لیسانس وظیفه بود و فرمانده ما اما کسی او را به رسمیت نمی‌شناخت و همه به او می‌گفتند:«ستوان سوتی.» این حرف معنی‌اش این بود که درجه‌های ستوان مکری را جدی نگیرید. ما بیچاره بودیم چون عدل شده بودیم سرباز پیاده و ستوان مکری بیچاره‌تر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بیچارگی او همین‌جا تمام نمی‌شد...

تعداد صفحه
۲۵۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۷۳۳۷
سال نشر
۱۳۹۱
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

معتقد بود آدم‌های بد، بیشتر از آن‌که دیگران را رنج بدهند، خودشان رنج می‌کشند.