آدمها
- نوشته احمد غلامی
- ناشر ثالث
ما آدمهای بیچارهای بودیم و ستوان مکری بیچارهتر از ما. درست است که لیسانس وظیفه بود و فرمانده ما اما کسی او را به رسمیت نمیشناخت و همه به او میگفتند:«ستوان سوتی.» این حرف معنیاش این بود که درجههای ستوان مکری را جدی نگیرید. ما بیچاره بودیم چون عدل شده بودیم سرباز پیاده و ستوان مکری بیچارهتر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بیچارگی او همینجا تمام نمیشد...
- تعداد صفحه
- ۲۵۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۷۳۳۷
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
معتقد بود آدمهای بد، بیشتر از آنکه دیگران را رنج بدهند، خودشان رنج میکشند.