قلعه‌مرغی (روزگار هرمی)

نویسنده: سلمان امین

ناشر: هیلا

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 288

خوشگل کاشتم پسر! لول لول شده بود. حتی یک جایی بهش گفتم که با همان نگاه اول که بهم انداخته کارم را ساخته است و الان دیگر هیچ کاری فایده‌ای ندارد. شرایط سنی‌ام جوری است که تقریبا عاشق هر دختری می‌‌توانم بشوم. برای همین، اینکه این‌جور حرف‌ها را سرهم‌بندی کنم شک‌برانگیز نیست. از طرفی لاله هم دنبال این نبود که مچ من را باز کند. اگر مدت آشناییمان کمی بیشتر بود حتی بهش می‌گفتم که برای به دست آوردنش دست به هر کاری زده‌ام و حتی به خانواده‌ام پشت کرده‌ام. خلاصه‌اش حرف‌هایی زدم که فقط آدم‌های خیلی احساساتی یا خیلی هفت‌خط به کسی می‌زنند. البته قصد من سوءاستفاده‌های عاطفی نبود، فقط می‌خواستم شانسم را امتحان کنم. امتحانی که اصلا مجانی نبود.