جیرجیرک
- نوشته احمد غلامی
- ناشر چشمه
پاکت را از جیبم در آوردم و شروع کردم به خواندن آن: پایان هر چیزی یعنی مرگ و مرگ چیزی است که تا کسی آن را تجربه نکند، نمیفهمد و وقتی تجربه کرد، تجربهاش برای خودش و دیگران فایدهای ندارد. فرمانده همین چند خط را نوشته بود. چند خطی که خبر از مرگ خودش میداد. پاکت نامه را گذاشتم توی جیبم. کفشهای فوتبالم را از توی ساک در آوردم. میخواستم بیندازمشان دور، نتوانستم. آنها را دوباره گذاشتم توی ساکم و زدم زیر گریه.
- تعداد صفحه
- ۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۴۶۷۵
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
هر کس که ساختن « زندان» انفرادی به کله اش زده، آدم جالبی بوده و خوب میدانسته با آدمها چطور بازی کند… یعنی درستتر آن است که بگویم میدانسته آدم بهترین دشمن خودش است… لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند… بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش، دخل خودش را بیاورد.
من در انفرادی دنبال خودم گشتم. هر کس که ساختن زندان انفرادی به کله اش زده، آدم جالبی بوده و خوب میدانسته با آدمها چه طور بازی کند. یعنی درستتر آن است که بگویم میدانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند. بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دَخل خودش را بیاورد…