3 رفیق

۳.۸ از ۵ · ۲ رأی۳۳۶ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

یکی دو سال پس از مرگ پدر ازدواج کرد. و چون در ده زادبومیش همه می‌دانستند که حاصل رنج سی ساله پدر را به باد داده است و لذا کسی دختر به او نمی‌داد، از دهی دوردست یتیم دختری را به زنی گرفت و برای تامین مخارج عروسی، کندو خانه پدر را فروخت. برادرش، ترنتی، که جوانی کوژپشت و ضعیف و کم حرف بود و بازوانش به لختی در کنارش می‌آویخت، با شیوه زندگیش مخالفتی نداشت، مادر رنجورش، بیشتر اوقا خویش را بر سکوی کنار اجاق می‌خوابید و از همانجا با صدایی گرفته و به لحنی تهدید‌آمیز بر سرش داد می‌زد: بدبخت! اقلا به روح خودت رحم کن! ببین چه کارها داری می‌کنی!

تعداد صفحه
۳۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۷۶۳
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

در هر جماعت یکی هست که خود را در محل و موقع مناسب خویش احساس نمی‌کند،و این لزوما بدین معنا نیست که او بهتر یا بدتر از دیگران است. لازم نیست که شخص فکر درخشان و یا شعور ناقص داشته باشد تا موجب تمسخر دیگران گردد؛جماعت در اینکه یکی را برگزیند و آلت تمسخر و مزاح خویش سازد،صرفا از خواهش و میلی که به تفریح و سرگرمی دارد پیروی می‌کند.