چمدان
امتیاز ندادهاید
پدرم پس از لحظهای خاموشی دفتر چک بانک را از جیب بیرون آورد و یک چک صد مارکی به من داد و گفت: «من مسافرت میکنم و میروم به اطراف سیتو، به یکی از ییلاقهای سرحد چکوسلاو ( اسم آن را فراموش کردهام)، ترن ساعت یازده حرکت میکند، اگر میتوانی برو به خانه من و آنجا بنشین تا پسر صاحبخانه من چمدان مرا به ایستگاه ببرد. اگر میخواهی خودت ساعت یازده با چمدان آنجا باش تا با هم مسافرت کنیم.
- تعداد صفحه
- ۱۷۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۱۳۹
- سال نشر
- ۱۳۸۷
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.