سهم من

نویسنده: پرینوش صنیعی

ناشر: روزبهان

سال نشر: 1388

تعداد صفحه: 528

امتیاز ناولر: 2.7 از 3 رای

همیشه از کارهای پروانه تعجب می‌کردم. اصلا به فکر آبروی آقاجونش نبود. توی خیابون بلند حرف می‌زد، به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کرد، گاهی هم می‌ایستاد و یک چیزایی رو به من نشون می‌داد. هر چی می‌گفتم زشته، بیا بریم، محل نمی‌ذاشت. حتی یک بار منو از اون طرف خیابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچیک، نزدیک بود از خجالت آب بشم برم توی زمین. خدا رحم کرد که هیچ‌کدوم از داداشام اون اطراف نبودند وگرنه خدا می‌دونه چی می‌شد.