صندلی روی بالکن

۱۷۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

صندلی خالی هم بالای بالکن بود. جلوتر رفت تا موج سنگین‌تر آمد، از جا کندش و بردش رو به مغرب. خواست دست و پا بزند که نتوانست. موج دیگری آمد. باز سنگین‌تر و باز کندش و بردش. دست‌هاش را تکان داد اما نتوانست آب را بشکافد. به پاهاش فشار آورد. پاها دیگر در اختیارش نبود، که موج آخر آمد و او را با خود برد. لحظه‌ای ساحل را دید و آن صندلی را که روی بالکن بود.

تعداد صفحه
۱۷۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۱۹۳۱۵۶
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.