غروب دل

نویسنده: منیر مهریزی‌مقدم

ناشر: شادان

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 572

امتیاز ناولر: 2.7 از 3 رای

من هنوز نمی‌دانم که وابستگی آدم‌ها، و حتی دلبستگی‌هایشان به کدامین دلیل شکل می‌گیرد و ریشه می‌دواند. اگر در یک لحظه تمام مناسبات خونی یک نفر زیر سوال برود آیا از دوست داشتن‌های او کاسته می‌گردد؟ این یک دوراهی است و می‌خواهم خود را متقاعد سازم که در احساس من هیچ تغییری رخ نمی‌دهد حتی اگر بدانم که تو دیگر آن نسبت دیروز را با من نداری. آه، که چه سخت است نگه داشتن دنیایی که به یکباره می‌خواهد در ذهن تو فرو ریزد: مثل یک غروب دل‌گیر پاییز مثل غروب دل.