پارسا
۳ از ۵ · ۱ رأی۳۸۸ صفحه
- نوشته منیر مهریزیمقدم
- ناشر علی
امتیاز ندادهاید
کمکم نوای آهنگ، محیط را گرم کرد. اغلب پدر و مادرها نشستند و جوانها کمکم جفت رقصشان را پیدا کرده و رقص شروع شد. شهره که از اول شب خودش را به پارسا چسبانده بود، دست او را گرفت و جزو اولین زوج رقصنده بودند. پارسا ظاهرا با شهره بود ولی همهی حواسش با نگرانی به سمت رویا بود، از طرفی هم حرکات شهره که ازش جدا نمیشد حسابی کلافهاش کرده بود.
- تعداد صفحه
- ۳۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۵۴۳۶۴۴
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.