شب‌های روشن

نویسنده: فئودور داستایوفسکی

مترجم: سروش حبیبی

ناشر: ماهی

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 112

امتیاز ناولر: 3.9 از 85 رای

کمی دورتر، زنی که به میله‌های نرده تکیه داشت به آب تیره کانال خیره مانده بود. کلاه زرد رنگ زیبایی بر سر و شنل کوتاه و سیاه رنگی بر شانه داشت. با خود فکر کردم:‹‹ دختر جوانی است که مطمئنا موهای سیاهی دارد.›› ظاهرا صدای قدم‌هایم را نشنید. وقتی با نفس حبس شده و قلبی که به شدت می‌زد از کنارش رد شدم حرکتی نکرد. فکر کردم ‹‹ عجیب است، باید عمیقا در فکر باشد.›› و ناگهان از بی‌حرکتی او بر جای خود خشک شدم. گویا صدای گریه آرامی شنیدم. بله، درست بود. دختر گریه می‌کرد و همچنان اشک می‌ریخت. خدای بزرگ!