پاکو یادت هست

نویسنده: شارل اگزبرایا

مترجم: عباس آگاهی

ناشر: جهان کتاب

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 232

درست بود که زن به درگاه خداوند نیایش می‌کرد، ولی از او می‌خواست که پاکو را به وی برگرداند. پاکو که از همان نگاه اول شیفته‌اش شده بود. پاکوای که قول داده بود او را از بارسلون دور کند تا زندگی تازه‌ای شروع کنند، پاکو‌ای که چند روز می‌شد بی‌خبرش گذاشته بود. پاکو‌ای که بی او، شهامت زنده ماندن را نداشت.