باغ مارشال 2

نویسنده: حسن کریم‌پور

ناشر: اوحدی

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 504

امتیاز ناولر: 4.3 از 3 رای

با این که در کنار ناهید زندگی آرومی دارم. با این که این زن چنان خوش طینت و نظر بلنده که با آوردن اسم تو به خونه‌مون. گذشته و حال و آینده‌ام رو به هم‌ گره زده، گرهی که حتی با دندون هم باز نمی‌شه؛ با این که از مال و منال دنیا بی‌نیازم و از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردارم؛ با این که هر چیزی که برای مردم آرزوست، برای من آرزویی برآورده شده نیست و با وجود برخورداری از خونة خوب. زن خوب، مرکب خوب، شهر خوب و خویشاوندان خوب، آرزو داشتم که ای کاش تو اسیر وسوسة شیطان نشده بودی. دلم می‌خواست در کنار تو و با بچه‌های قد و نیم قد تو زندگی می‌کردم. من ناهید رو خیلی دوست دارم، ولی خاطرة تو رو هرگز از یاد نمی‌برم؛ چون که هنوز عاشقت هستم؛ چرا که به قول سهراب: "کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم."