ساپروفیت (رمان برای نوجوانان)

نویسنده: رفیع افتخار

ناشر: قطره

سال نشر: 1390

تعداد صفحه: 88

امیر، تو که از قوه‌ی تخیل‌ات خوب کار می‌کشی، آن را به کار بینداز. لحن ساپروفیت کم و بیش تند و نگاهش سرد و بی‌رحم بود. فکر می‌کنم این معامله به نفع هر دوی ماست. به خاطر آوردم: مهره‌ی گربه! و دیدمش. آن زن یک ساپروفیت بود.